لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٣ - خطبة المؤلف
غير متناهى است و هم چنين نعمتهاى تو، آنا فآنا حمد و شكر تو به جا مىآورم اگر چه تاسى به قرآن و خطب نموده بلفظ خود بگويد الحمد للّه انسب بود اين دلالت بر دوام با عموم الف و لام و اشعارى بر عجز داشت كه حمد او را به او گذاشته بود و نعم ما قال الشاعر:
|
آنجا كه كمال كبرياى تو بود |
عالم نمى از بحر عطاى تو بود |
|
|
ما را چه حد حمد و ثناى تو بود |
هم حمد و ثناى تو سزاى تو بود |
|
(و أومن بك)
يعنى اعتقاد به وحدانيت تو دارم و اظهار ايمان خود بامر تو مىكنم يا در ازدياد ايمان به عبادت و طاعت تو مىكوشم. و اين عبارت در خطب منقوله هست بنا بر اين اين را ذكر نمود، در اكثر خطب بلفظ جمع است بعنوان:
نؤمن بك.
و هم چنين عبارات ما بعد و جمع بهتر است از جهة آن كه ايمان و توكل و عبادت خود را با ديگران منضم مىسازد تا شايد مقبول شود. و وجه افراد مىتواند بود كه اين باشد كه افعال من قابل آن نيست كه با افعال ديگران منضم سازم مبادا به تشأم من از آنها نيز مردود گردد.
و ايمان در لغت بمعنى تصديق است يعنى باور داشتن و در اصطلاح عبارتست از تصديق بوجود حق سبحانه و تعالى و تصديق به وحدانيت او و تصديق به صفات ثبوتيه و سلبيه، و تصديق به نبوّت سيّد المرسلين و هر چه او آورده است و از جناب الهى بخلق رسانيده است، و از آن جمله است تصديق به امامت ائمه اثنى عشر صلوات اللَّه عليهم، و ساير اعتقاداتى كه گذشت در فايده دوازدهم، و شك نيست كه اين اعتقادات در كار است، و در جزويت اعمال فعليه و تركيه خلافست.
اخبار متواتره از رسول خدا و ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم وارد شده است: كه ايمان اقرار است به زبان، و اعتقاد است به جنان و عمل است به اركان و