لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٢ - خطبة المؤلف
و از آن حضرت منقولست همين كه بداند كه آن نعمت از حق سبحانه و تعالى به او رسيده است شكر آن نعمت كرده است، و فرمودند: كه شكر نعمتهاى الهى [اجتناب از محرمات است و تمامى شكر] باين است كه بنده بايد بگويد الْحَمْدُ لِلَّهِ ربِّ الْعَالَمِينَ، و آيات و اخبار در امر بحمد و شكر و فضايل آن بسيار است، و معنى الحمد للّه آن است كه جميع حمد و ثناها مخصوص حق تعالى است چون جميع كمالات مخصوص اوست. و اگر بندگان را كمالى باشد از حيثيت علم يا عمل آن نيز به عطا و توفيق حضرت اله است، و بهترين شكرها اعتراف به عجز از اداى حمد و شكر است، چنانكه سيد حامدان فرمود كه خداوندا من احصا نمىتوانم كرد ثناى ترا و تو چنانى كه خود ثناى خود كردهاى.
حديث معتبر از امام جعفر صادق ٧ وارد شده است كه خداوند عالميان وحى نمود به حضرت موسى: كه يا موسى نعمتهاى مرا شكر كن چنانكه شكر من است. حضرت موسى گفت: الهى چگونه من حق شكر تو را به جا آورم كه شكر هم از نعمتهاى تست آن نيز محتاج به شكر ديگر است و شكر ديگر، پس خطاب رسيد كه يا موسى چون دانستى عاجزى از شكر من حق شكر مرا به جا آوردى.
و منقولست كه اين خطاب به حضرت داود ٧ شد، داود گفت الهى چگونه حق شكر تو را به جا آورم حال آن كه اعضاء و جوارحى كه به آن شكر مىكنم از نعمتهاى تست و شكر آن را مىبايد كرد و هم چنين شكر شكر را إلى غير النهاية، خطاب رب العزة رسيد به اين شكر راضى شدم. پس محتمل كه أشكرك شكرا باشد مثل الشكر للَّه و يا اين معنى داشته باشد كه شكر تو مىكنم، با آن كه مىدانم كه شكر نعمتهاى حق تعالى را بر خود، و يا مىدانم كه شكر تو به جا نمىتوانم آورد، و اين را تو شكر ناميده و وجه آن كه به جمله فعليه ادا كرده است اينست كه دلالت بر تجدد او دارد، و گوييا مىگويد كه چون كمالات تو