لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٩٣ - هر گاه فراموش كنى مسح سر را
روايت كرده است و از اين باب است روايتى صحيح كه از عبد اللَّه بن سنان منقولست از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه غسل جنابت كرد پدرم و كسى به او گفت كه لمعه از پشت شما آب به آن نرسيده است پس پدرم به او گفت كه بر تو لازم نبود كه به گويى پس دستى به آن جا ماليدند لهذا حضرت نفرمود كه پدرم نشسته بود بلكه چون آن سنى به او گفت حضرت از جهة دفع قول او دستى ماليدند.
و ممكن است كه خشك شده باشد و او خيال كرده باشد كه آب به آن نرسيده است يا آن كه حضرت عمدا نرسانيده باشند تا او بگويد و حضرت اين مسأله را به او برسانند كه در چنين جاها اعلام واجب نيست و اظهر آنست كه حضرت در غسل كردن بودهاند و البته مىرسانيدهاند سايل عبث گفت زيرا كه ايشان سعى مىكردهاند كه اسراف در آب نفرمايند اول آبى مىريختند و بعد از آن مرتبه مرتبه آب به همه جا مىرسانيدند و اللَّه تعالى يعلم.
[هر گاه فراموش كنى مسح سر را]
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه ان نسيت مسح رأسك فامسح عليه و على رجليك من بلّة وضوءك فان لم يكن بقى فى يدك من نداوة وضوءك شىء فخذ ما بقى منه فى لحيتك و امسح به رأسك و رجليك فان لم يكن لك لحية فخذ من حاجبيك و اشفار عينيك و امسح به رأسك و رجليك فان لم يبق من بلّة وضوءك شىء اعدت الوضوء)
و حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر گاه فراموش كنى مسح سر را پس او را مسح كن و پاها را نيز مسح كن از ترى وضو اگر چه پيشتر مسح كرده باشى پس اگر ترى وضو در دستت نمانده باشد از ترى كه در ريش مانده باشد بردار و مسح سر و پاها را بكش، و اگر ريش نداشته باشى از ابروها و مژههاى چشمهاى خود بردار و مسح سر و پاها را بكش و اگر از ترى وضو هيچ نمانده باشد وضو را از سر گير بدان كه مضمون اين خبر در روايت صحيح، و