لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٦ - خطبة المؤلف
است، و امر و نهى فرموده است، و بر فعل خيرات ثواب قرار داده است، و بر بديها عقوبت مقرر فرموده است. و اكثر سنيّان بر مذهب اشعرىاند و قايلند كه همه فعل الهى است و عقل را از ميانه برداشتهاند و فارغ شدهاند.
و اما آن چه در قرآن و اخبار وارد شده است كه ظاهر آن جبر است بر سبيل مجاز واقع شده است، و تأويل آن مىبايد كرد مثل ساير چيزها كه همه قايلند بتأويل آنها و هم چنين قضا و قدر و امضاء كه در آيات و اخبار بسيار واقع شده است كه واجب است ايمان به قضا و قدر و امضاء، و شيخ مصنف اخبار بسيار نقل نموده است در مذهب قدريه و آن كه حضرات فرمودهاند كه قدريه مجوس اين امّتند، و مراد از قدريه معتزلهاند كه بنده را مستقل مىدانند در اعمال، و توفيق الهى را دخل نمىدهند. و اخبار بسيار در تكفير اشاعره. نيز واقع شده است و اخبار بسيار واقع شده است كه جبر باطل است، و تفويض كه اختيار محض است باطل است، و ليكن واسطه ميان هر دو حق است به آن كه فعل از بنده است و توفيق از حق سبحانه و تعالى. و اخبار بسيار واقع شده است كه قضا و قدر عبارت است از علم الهى در آن چه تعلق به اعمال مكلفان دارد، و هر چه بنده را در آن دخلى نيست مثل تندرستى و بيمارى و زندگانى و مردن و امثال اينها به قضاى حتمى است و اخبار بسيار وارد شده است كه در اين باب غور مكنيد چون معنى بسيار دقيق است.
و فرق ميان قضا و قدر و امضاء آنست كه اول حق سبحانه و تعالى قضا مىفرمايد مرض يا موت را، و ممكن است كه به تصدقات و خيرات برطرف شود و به زودى. و اگر نكرد كارى كه سبب دفع قضا شود مقدر مىشود مرض يا موت و در اين صورت بسيار مشكل است اما ممكن است، و اگر دفع نكرد به تصدقات و تضرعات بسيار امضاء مىشود و در اين مرتبه نادر است كه مندفع شود، و ليكن امكان دارد، مثل آن كه ابتداى بيمارى دفع آن به زودى ممكن است به فصد و