لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٣ - خطبة المؤلف
شدهاند در واقع آن كه از حق عدول نمودهاند بباطل چون در لغت الحاد بمعنى ميل است يا بمعنى مصطلح كه انكار خداوندى و دورى تو كردهاند، زيرا قايل شده خدائى كه خدا نيست.
بدان كه مراد شيخ عليه الرحمه ردّ است بر سنيان كه اكثر ايشان حق سبحانه و تعالى را جسم و موجود مىدانند مثل حنابله و شافعيه. و در كتاب ملل و نحل كه تصنيف شهرستانى است و در شرح مواقف سيد شريف، و در بسيارى از كتاب علما از ايشان نقل كرده هفتاد و دو مذهب را، و از هر مذهبى از اين هفتاد و دو، كفرها و زندقهها نقل كردهاند. اگر چه آن چه نسبت به شيعه دادهاند در جسميت بودن خداوند تعالى، و آن چه از كتابهاى شيعه در ميانست نديدهايم كه كسى از شيعه و العياذ باللَّه باين مذاهب باطله قايل باشد، و آن كه نسبت اينها را به بعضى از قدما داده مثل هشام بن الحكم، و هشام بن سالم اگر راست باشد مذهب سابق بر تشيع ايشان بوده است چنانكه در فهرست كتاب خواهد آمد.
ديگر از مذهب باطله زيادتى صفات الهى است بر ذات الهى كه اشاعره و معتزله به آن قايل شدهاند، و اشاره به آن شده در مقدمه مجملا مىآيد. و حق سبحانه و تعالى به هيچ وجه شبيه به مخلوق ندانند، نه در ذات و نه در صفات، بلكه نه در افعال. و احاديث متواتره از ائمّه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين نقل شده است كه اقل معرفت الهى آنست كه حق سبحانه و تعالى را منزه دانى از تعطيل، و تشبيه.
تعطيل آنست كه منزه و مبرا دانى چرا كه عقل تو به او نرسد، يا نگويى كه بىكار است. چنانكه جمعى از كما قايلند كه حق سبحانه و تعالى عقل اول را آفريده است و بس، و تمام ايشان معتقد نيستند، و بلكه مىگويند از خدا به همرسيده است و قديم است مثل خدا، بلكه مىبايد كه اعتقاد كنى كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ يعنى هر روز در