لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٠٥ - ناقض وضو آن چيزى است كه از دو طرف زير بيرون آيد
(و لا ينقض الوضوء ما سوى ذلك من القيء و القلس و الرّعاف و الحجامة و الدّماميل و الجروح و القروح و لا يوجب الاستنجاء)
و نمىشكند وضو را غير آن چه در حديث مذكور بود مثل قىء كه بسيار باشد، يا قلس كه اندكى باشد آن قدر كه دهان پر شود يا كمتر كه يك مرتبه بالا آيد و مرتبه دوم را قىء مىگويند، و هم چنين رعاف بضم را يعنى خونى كه از بينى بيايد هر چند بسيار باشد، و هم چنين دملها و جراحتها و زخمها كه خون از ايشان آيد ناقض نيست و اگر از ذكر يا دبر درآيد استنجا واجب نيست پس اگر كمتر از درهم بغلى را آلوده كرده باشد ازاله آن واجب نيست، و اگر بيشتر از درهم باشد ازاله خون خواهد كرد و حكم آن دارد نه حكم استنجا كه غسالهاش پاك باشد مثلا.
و احاديث در اين باب بسيار است از آن جمله در حديث صحيح از حضرت امام رضا صلوات اللَّه عليه منقولست كه از آن حضرت سؤال كردند از قىء و رعاف و چركى كه از زخم مىآيد و خون از هر جا كه آيد آيا اينها ناقض وضو هستند؟ حضرت فرمودند كه اينها ناقض هيچ چيز نيستند.
(و قال الصّادق صلوات اللَّه عليه ليس فى حبّ القرع و الدّيدان الصّغار وضوء انّما هو بمنزلة القمّل)
و بسند قوى از آن حضرت صلوات اللَّه عليه منقولست كه در كرمهائى كه شبيه به تخم كدواند و در كرمهاى كوچك وضو نيست و اينها بمنزله شپشند كه از بدن بيرون مىآيند در مانند مرضى كه بدن سوراخ مىشود و از آنجا شپش بيرون مىآيد، يا چنانكه شپش از بدن بهم مىرسد اينها نيز از بدن بهم مىرسند.
و اين قياس از جهت رد بر عامه فرمودهاند و فى الحقيقه قياس نيست زيرا كه قياس آنست كه حكم شرع را از آن استنباط كنند و حضرات ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم احكام الهى را به نص نبى ٦ مىدانستند و گاهى