دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢١١ - تخويف نفس از شيب
سخن با زنى كه به آن حضرت بد مىگفت
٧٢١- تا چه موقع هر
شب بدگوئى مىكنى؟! چرا آتش جدائى و قطع رحم را نمىافروزى.
٧٢٢- كمى مهلت بده، روزگار كافى است ميان افراد جدائى افكند در انتظار جدائى از طرف روزگار باش.
|
تا چند ز هر طرف برانگيزى گرد |
و ز جهل كنى بر دل من خود را سرد |
|
|
چون خوى زمانه است انگيز فراق |
فارغ بنشين كه كار خود خواهد كرد |
|
ستايش از قناعت
٧٢٣- كسى كه
ظرف خرمائى دارد و هر روز يك مرتبه از آن مىخورد و قناعت مىكند پيروز است.
|
جمعى كه ز شوق رو به طاعت دارند |
و ز نور و صفاى دل بضاعت دارند |
|
|
مانند هما شاكر و فارقبالند |
سيمرغ صفت قاف قناعت دارند |
|
آزادى و آزادگى
٧٢٤- اگر
مىخواهى آزاده باشى همانند غلامان و بندگان شايسته خدا زحمت بكش و چشم از تمام
مردم روى زمين بپوش و اميدى به آنان نداشته باش.
٧٢٥- نگو: اين كار ذلتآور است، زيرا نظر مردم نسبت به انسانى كه طمع به آنان دارد ذليلكنندهتر مىباشد. وقتى از ديگران بىنياز باشى از تمام مردم باارزشترى.
|
گر نفس تو در مقام طاعت شده حر |
از خلق اميد خود به يكباره ببر |
|