دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ٢٠٩ - خطاب به يكى از ازواج كه به ملامت آن حضرت زبان گشاده
بين شما نيستم نام من را به نيكى ياد كنيد.
|
هركس كه كند قصد پريشانى خويش |
چون ناقه گره زند به پيشانى خويش |
|
|
بايد كه چه گل خرم و خندان باشى |
نى چهره به هم كشى ز نادانى خويش |
|
دوست حقيقي بياب
٧١٧- دوستان با
صفا پيدا كن، چون دوستان با صفا به هنگامى كه نياز داشته باشى و از آنها كمك و
يارى بخواهى مورد اطمينان و پشتيبانت خواهند بود.
٧١٨- هزار دوست صميمى و رفيق زياد نيست، يك دشمن زياد است.
|
دانا كه براى دوستان در كار است |
پيوسته ز شاخ عمر برخوردار است |
|
|
هرچند تو را دولت و نصرت باشد |
صد دوست كم است و دشمنى بسيار است |
|
فرد بايد خير داشته
باشد
٧١٩- نه خيرى در تو هست و نه غذائى به كسى مىدهى كه نياز و كارهاى خودم را به تو
واگذار كنم.
٧٢٠- اگر بمانى اميد كار شايستهاى به تو نيست و اگر نابود شدى فرد بدنامى هستى كه بجهنم كشانيده مىشوى.
|
اى گشته ز روى مردمى مظهر جود |
هر روز تو را فتح ديگر خواهد بود |
|
|
شخصى كه از او نفع به مردم نرسد |
در مذهب من بر او حرام است وجود |
|