دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٢٤ - استجازه محاربه از سيد عالم ص
٣٨٧- درعينحال اگر حادثهاى برايت بوجود آمد خود را مباز و زياد گلايه نكن. زيرا گاهى كفش و پاى إنسان مىلغزد. (دنيا بدون حادثه نمىشود.)
٣٨٨- چهبسا شايستهاى كه به معصيتها و حوادث گرفتار مىگردد و با اسلحه صبر با آنها نبرد مىكند تا مصيبت پايان مىيابد و مشكل برطرف مىگردد.
|
هر فتنه كه سركشد به گردون علمش |
تا چشم به همزنى نماند رقمش |
|
|
دانا بنشيند و صبورى ورزد |
در ورطهى فتنهگر بلغزد قدمش |
|
كمگوئى و بجا گوئى
٣٨٩- حرف كم
براى كسى كه درك كند خوب است و زياد آن موجب غضب و عصبانيت گردد.
٣٩٠- فرد ساكت هيچگاه نمىلغزد و هر پرحرفى مىلغزد. كمگو سرزنش نمىگردد.
٣٩١- اگر مطلب گوينده نقره باشد، خاموشى مرواريدى است كه ياقوت آن را زينت داده است.
|
راز دل خويش اگر پوشى به |
و ز گفتن بىفائده خاموشى به |
|
|
هرچند سخنهاى تو چون در باشد |
گر جوهر فضل خويش نفروشى به |
|
نام و اخلاق نيك
٣٩٢- ملتي
مىميرد اما خدمات و امتيازهاى آنان هميشه زنده است و طائفهاى هم در ميان ما
زندگى مىكنند كه مثل مردگان هستند (اثر وجودى ندارند)
|
هر مرده كه گوى نيكنامى برده |
از لوح حيوة نام خود نسترده |
|