دیوان أمیر المؤمنین - میبدی، حسین بن معین الدین؛ زمانی، مصطفی - الصفحة ١٢٢ - ارشاد به صبر در حوادث روزگار
٣٨١- اين لقمهى نان هم براى كسى كه مىميرد چقدر زياد است!
|
گر ملك جم و سلطنت كى دارى |
غافل منشين كه مرگ از پى دارى |
|
|
چون روزى يك روزه تو را بس باشد |
اين حرص و هواى نفس تا كى دارى؟! |
|
مبارزه با هواى نفس
٣٨٢- به
هنگام لذتها خود را حفظ كردم و خود را به ناديده گرفتن لذتها متعهد ساختم تا
استوار گرديدم.
٣٨٣- موضع هر فردى در دست خود اوست، اگر راه طمع را باز كرد إنسان حريص مىشود و اگر نفس را كنترل كرد از انحراف محفوظ مىماند و آرام خواهد بود.
|
فرياد و فغان ز نفس اماره من |
كو صبر جميل تا كند چارهى من |
|
|
سررشته صبر گر نباشد در كف |
كى جمع شود اين دل صد پاره من |
|
٣٨٤- به چشم خود مىگويم زيرچشمى ديدن را زندان كن. اى چشم به دزدى (حرام) نگاه مكن.
٣٨٥- زيرا چه بسيار نگاههاى كوچكى كه به قلب، شهوت تزريق كرده و قلب از همان يك نگاه به چه غمهائى گرفتار شده است.
|
اى چشم كه ديدهاى بسى فيروزى |
بايد كه نظر ز حسن خوبان دوزى |
|
|
ترسم كه زند آتش شهوت شعله |
آنگاه تو در دوزخ حسرت سوزى |
|
صبر در حوادث
٣٨٦- آى دو
دوست من به خدا سوگند هيچ حادثهاى براى زنده هرچند بزرگ باشد ابدى نخواهد بود.