إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٤ - باب سى و دوم در خشوع
خود را خود ميدوخت و گوسفندان را با دست خود ميدوشيد، و با غلامان (و خدمتگزاران) غذا ميل ميفرمود، و بروى زمين (بدون فرش) مىنشست، و بر الاغ سوار ميشد و چه بسا ديگرى را بر رديف خود سوار ميكرد، و شرم و حيا نميكرد از اين كه خود از بازار چيزى خريدارى نمايد و با دست خود بخانه خويش برد و مصافحه ميفرمود با هر بزرگ و كوچكى و هر فقير و ثروتمندى و دست خود را نميكشيد تا آن ديگرى دست خود را ميكشيد، و سلام ميكرد بهر كسى كه ميرسيد[١].
و هر كه آن حضرت را دعوت ميكرد اجابت ميفرمود، اگر چه بچند دانه خرماى پست بود و معاشرتش با مردم بسيار نيكو بود، و كريم الطبيعت بود، و هميشه صورتى بشّاش و خرّم داشت، و متبسّم بود بدون آنكه بخندد، و محزون بود بدون آنكه عبوس باشد، بذل و بخشش ميكرد بدون آنكه اسراف كند، و هيچ گاه (آنقدر نميخورد كه) آروغ زند، و دست طمع جانب كسى دراز نفرمود.
[١]. سلام نمودن بديگران يكى از دستورات مؤكد شارع مقدس اسلام است و زياد سفارش در باره آن نمودهاند كه بر ناظرين اخبار خاندان عصمت و اهل بيت رسالت مخفى و پوشيده نيست، و موجب دوستى و محبت مىشود و ايجاد صميميت مينمايد، و جواب سلام را واجب شمرده تا جايى كه در وسط نماز واجب جواب بايد گفت، و در تفسير« البرهان» از شيخ صدوق رضوان اللَّه عليه از حضرت امام محمد باقر ٧ نقل مينمايد( ملخصا) كه آن حضرت نهى شديد فرموده است مسلمانان سلام نكنند به يهوديها و ارمنيها و مجوس و بتپرستان و شرابخوار و كسانى كه با نرد و شطرنج و آلات ديگر قمار بازى ميكنند و ملوط و شاعرى كه هجو زنان و مردان پاكدامن و عفيف كند و ربا خوار و فاسق( مثل سخن چين و ريشتراش)