إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٣ - باب سى و دوم در خشوع
و آرزوها (ى بيجا) يش بميرد و نابود گردد، و هميشه خود را مواجه با مرگ ببيند، و در اين هنگام است كه تمام جوارح بدنش حالت خشوع پيدا كند و اشك ديدگانش جارى شود، و زياد گردد حسرت و ندامتش (از عمرى كه تلف نموده).
و همچنين خشوع فروتن ميكند بدن و قلب را در مقابل خداى علّام غيوب، چنان كه ميفرمايد: وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً[١] بندگان خاص خدا آن كسانى هستند كه روى زمين بتواضع و فروتنى راه ميروند، و هر گاه مردم جاهل به آنها خطاب و عتابى كنند با سلامت نفس و زبان خوش جواب دهند.
و مرويست كه رسول خدا ٦ مشاهده فرمود مردى را كه در نماز با ريش خود بازى ميكرد، آن حضرت فرمود: اگر قلب اين مرد خاضع و خاشع ميبود تمام جوارحش خاضع و خاشع بود.
اين روايت دلالت ميكند كه خشوع از افعال قلبست و آثار آن در اعضا و جوارح آدمى ظاهر ميگردد.
و سزاوار نيست كه كسى اظهار خشوع و خضوع كند و حال آنكه قلبش خالى از آن باشد.
و از علامت ديگر خشوع آنست كه آدمى كمال تذلّل را بخدا داشته باشد بسجده كردن بر خاك، چنان كه حضرت صادق ٧ اين چنين بود و سجده نميكرد بر خاكى مگر بر تربت حضرت امام حسين ٧ و از صفات رسول خدا ٦ اين بود كه پارگى لباسها و كفش
[١]. ٦٣- الفرقان