إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥٤ - باب پنجاه و يكم در اخبار پيغمبر
راضى باشند) و ياران و اعوان ظالمان حتى آن كسى كه قلمى از براى ايشان تراشيده و يا دواتى بجهت ايشان حاضر نموده؟ پس همگى را در تابوتى از آهن جمع سازند و در جهنم اندازند.
و فرمود: بيايد زمانى در آخر الزمان كه مردم در مسجدها گرداگرد يك ديگر بنشينند و سخن از دنيا گويند و دوست بدارند دنيا را، پس با ايشان معاشرت و مجالست نكنيد، و خدا هيچ گونه حاجتى باين نوع از مردم ندارد.
و منقولست از حضرت عيسى ٧ كه فرمود: ميبينم دنيا را بصورت پيرهزن كبود موى و ازرق چشم و زشت صورت و قبيح سيرت و متعفّنى كه خود را بأنواع حلى و زيور زينت داده باشد، و پرسيده شود از او كه چند شوهر كردهاى؟ و دنيا جواب گويد: از بسيارى شماره آن را ندانم، باو گفته شود: آيا مردهاند يا تو را طلاق دادهاند؟ در جواب گويد: نه، بلكه همه را كشتم، باو گفته شود: واى بر حال شوهرهاى باقيمانده تو! چرا عبرت نميگيرند از حال شوهرهاى كشتهشدهات؟ و حضرت امام حسين ٧ گاه گاهى متمثل باين شعر ميشد:
|
يا أهل لذّات الدنيا لا بقاء لها |
انّ اغترارا بظلّ زائل حمق |
|
اى كسانى كه بلذّات دنيا مشغول هستيد! بدانيد كه بقائى براى دنيا نيست، و هر كه مغرور شود بسايه كه زايلشونده است همانا بمنتها درجه حماقتست.
فرموده: نبى اكرم ٦ كه دنيا خانه كسى است كه (در آخرت) خانه نداشته باشد، و دنيا را جمع ميكند هر كه عقل ندارد، و پيرو شهوات آن مىشود هر كه فهم ندارد، و براى خاطر دنيا با ديگران دشمنى ميكند