إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢١ - باب پنجاهم در توحيد و معرفت رب مجيد
باشد ساخته نميشود و تا ملّاح و ناخدائى نداشته باشد راه نميرود، و ديده نشده تاكنون كه كشتى خود بار گيرد و به بلاد و كشورها به برد و خود خالى كند و برگردد، پس زمانى كه نتوان گفت كه كشتى خود چنين ميكند چگونه ميتوان گفت اين عالم (با اين عظمت و بزرگى) صانعى و مدبّرى ندارد! و نيز ديده نشده كه دلوى خود بخود از چاه بيرون آيد و يا سنگ آسياء دستى بدون آسيابان بگردد و يا چراغى بدون روشنكننده روشن شود، پس كيست آنكه نورانى كرده خورشيد و ماه را؟ كه ميتابد نور آنها بر اهل آسمانها و بر شرق و غرب زمين و كيست آنكه ميگرداند اين افلاك با عظمت را كه در يك شبانه روز مسافت هزارها سال را (كه يكنفر پياده راه برود) طى ميكند؟ و كيست آنكه:
رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها[١] آسمانها را چنان كه مينگريد بىستون برافراشت.
أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَى السَّماءِ كَيْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَى الْجِبالِ كَيْفَ نُصِبَتْ وَ إِلَى الْأَرْضِ كَيْفَ سُطِحَتْ[٢] آيا در خلقت شتر نمىنگرند كه چگونه (بانواع حكمت و منفعت براى بشر) خلق شده است (و از شير و گوشت و پوست و كرك و باركشى آن هزاران سود ميبرند) و در خلقت آسمان بلند فكر نميكنند كه چگونه با استحكام و نظم خاصى كه گردش مينمايد نيكو آفريده شده است: و كوهها (ى معدن زاى چشمه زار) را نمىبينند كه چگونه در زمين بر افراشته شده است و بزمين (كه حكمتها در آن آشكار و پنهان است) نظر نمىنمايد
[١]. ٢- الرعد
[٢]. ١٧- الغاشيه