إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٤٦ - باب چهل و چهارم پرسشهاى ابو ذر از پيغمبر
و بعضى از آنها اينست كه: سزاوار است براى عاقل اگر مغلوب هواى نفس نباشد كه شبانه روز خود را چهار قسمت نمايد، در يك قسمت حساب نفس خود را نمايد تا ببيند در شبانه روز چه كسب كرده خوبى يا بدى، و در يك قسمت حوائج خود را از حقتعالى بخواهد و با او مناجات كند و تفكر در صنايع و مخلوقات خداوند بنمايد، و در يك قسمت خلوت كند با برادران و دوستان (و بايد ايشان برادران و دوستانى باشند كه عيبهاى او را بگويند و او را از عيوبش اعراض دهند) و يك قسمت را از براى نفس خود گذارد كه صرف در لذتهاى حلال كند.
و سزاوار نيست براى عاقل كه سفر كند مگر براى سه چيز:
إصلاح معاش (تجارت و معامله و كار كردن) و يا براى امر معاد (مانند رفتن بمكّه معظّمه و مشاهد مقدّسه و جهاد در راه خدا و تحصيل علوم دينى) و يا لذت و خوشگذرانى در آنچه كه حرام و نامشروع و ناروا نباشد (مانند مسافرت رفتن براى تغيير آب و هوا و تندرستى).
و سزاوار است بر عاقل كه بينائى و شناسائى و اطلاعاتى نسبت بزمان و اهل (و وضع زندگى) زمان خود داشته باشد و حافظ زبان خود باشد (كه لهو و لغو نگويد)، و هر كه شماره كند كلمات خود را كم مىشود گفتار او مگر در امورى كه فائده داشته باشد.
عرضكردم: در صحف حضرت موسى ٧ چه بوده؟ فرمود:
تمامى آن موعظه و نصيحت و عبرت است، و بعضى از آنها اينست:
عجب است از كسى كه يقين بمرگ دارد چگونه خوشحالى ميكند! عجب است از كسى كه يقين بآتش (جهنم) دارد چگونه ميخندد! عجب است از كسى كه مىبيند دنيا را كه چگونه اهل خود را