إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٧ - باب سى و ششم در فضيلت شكر نعمتهاى خدا و چگونگى آن
دهنده است.
و مرويست كه خداوند وحى فرمود بحضرت داود ٧ كه: اى داود حق شكر مرا بجاى آور (بنحوى كه شايسته منست) عرضكرد: چگونه شكر تو را كنم پروردگارا حق شكر تو؟ و حال آنكه هيچ شكرى نيست كه به آن تو را شكر كنم مگر آنكه آن شكر نيز نعمت تو است.
خطاب رسيد: حال مرا بحد أعلا شكر كردى زيرا دانستى كه اين هم از منست، عرضكرد: آدم را بيد قدرت خود آفريدى و او را پدر همه پيغمبران و اولياء خود قرار دادى و امر فرمودى بملائكه تا او را سجده نمودند، چگونه شكر تو را كرد؟ خطاب رسيد كه: دانست همه اينها از من است، و چون اعتراف كرد كه از من است ادا نمود حق شكر مرا.
و سزاوار است بر بندگان كه در هنگام سختى شكر حق را بجاى آرند همچنان كه شكر ميكنند در حال نعمت و تندرستى.
و مرويست كه خداى سبحان خطاب فرمود بحضرت داود ٧ كه: اى داود خلق كردم بهشت را خشتى از طلا و خشتى از نقره و سقفهاى (قصور) آن را از زمرّد و گل آن را از ياقوت و خاكهاى آن را از مشك و سنگهاى آن را از درّ و لؤلؤ و ساكنين آن را حور العين.
اى داود آيا ميدانى اينها براى كيست؟ گفت نميدانم، خطاب رسيد: براى آن كسانيست كه بلا (ى دنيا) را نعمت بدانند و لذت (دنيا) را مصيبت بشمارند (چون در حال لذت از خدا غافل ميشوند).
و شكى نيست كه بلاها چه از امراض باشد و چه غير آن موجب عوض و هم أجر و ثوابى در مقابل دارد كه بأضعاف مضاعف از (نظر فائده