إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٨٣ - باب سى و سوم در غيبت و نمامى
براى شما آورد (تصديق نكنيد بلكه تأمل نمائيد و زود ترتيب اثر ندهيد تا) تحقيق كنيد، تا مبادا بسخن چينى فاسقى مغرور و گمراه شويد و از روى نادانى بقومى رنجى رسانيد و بعد (كه بر خلافش ظاهر شود) سخت پشيمان گرديد.
و منقولست كه مردى بحضرت سجّاد ٧ عرضكرد كه فلانى در باره شما چنين و چنان گفت! فرمود: بخدا قسم حفظ نكردى حق برادر خود را، زيرا او تو را أمين ميدانست و (سخنانى در باره من پيش تو گفت ليكن) تو خيانت باو نمودى، و هم حرمت مرا نگاه نداشتى زيرا بمن گفتى چيزى را كه فائده و حاجتى بشنيدن آن نداشتم مگر نميدانى كسانى كه سخنچينى و نمامى ميكنند سگهاى جهنم خواهند بود، و بگو به آن شخص كه مرگ همه ما را در خواهد يافت و قبر همگى را بخود خواهد گرفت و قيامت وعدهگاه ما است و حاكم بين مردم خداوند است.
گفته شده كه يكى از عمّال (آستاندار) مأمون نوشت بمأمون كه فلان والى تو مرده است و واگذارده صد هزار دينار را و وارثى جز فرزند كوچكى ندارد اگر اذن ميدهى زياده از مخارج طفل را بگيريم و بسوى تو بفرستيم؟
پس در جواب نوشت كه مالش را خدا زياد كرده و فرزندانش را بىنياز و ثروتمند نموده و هر كه سعى در فتنه و فساد كند پروردگار او را لعن (و از رحمت خود دور) ميفرمايد.