إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٧٠ - باب سى و يكم در فضيلت حزن
|
لا تنسوا الموت في غمّ و لا فرح |
و الارض ذئب و عزرائيل قصّاب |
|
مرگ را فراموش مكن چه در حال غم و اندوه و چه در حال فرح و سرور، زيرا (تو مانند گوسفندى و) زمين همانند گرگ، و عزرائيل تو را مىميراند همانند قصاب كه گوسفندى را ميميراند.
و از عجائب اين است كه مردم مىبينند خاك (قبر) آنها را از دوستان جدا ميكند همچنان كه مردمان پيش از آنان را چنين كرده با وجود اين غفلت دارند و فراموش ميكنند مرگ را! و عجبتر از آن اين است كه لب بخنده ميگشايند! و حال آنكه حق سبحانه ميفرمايد:
أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ تَعْجَبُونَ وَ تَضْحَكُونَ وَ لا تَبْكُونَ[١] آيا مردم بسر نوشت خود ميخندند؟ و فكر نميكنند كه چه ميكنند و بكجا خواهند رفت كه بحال خود گريه كنند.
و مرويست كه آن گنجى كه خداى تعالى حفظ ميفرمود براى آن دو غلام (دو پسر يتيم در قصه حضرت موسى و خضر ٨) لوحى بود كه در آن نوشته بود: عجب دارم از كسى كه يقين بمرگ دارد چگونه خوشحالى ميكند و ميخندد؟! و عجب دارم از كسى كه يقين بحساب روز قيامت دارد چگونه گناه ميكند! و عجب دارم از كسى كه يقين دارد بقدر (مقدرات) چگونه محزون مىشود؟ و عجب دارم از كسى كه ميبيند زوال دنيا و انقلاب أهلش را چگونه بآن اطمينان پيدا ميكند.
و عاقلترين و بهترين مردم كسى است كه نيكوكار باشد و از خدا خائف باشد (كه مبادا مورد قبول واقع نشود).
و احمقترين و جاهلترين مردم كسى است كه گناه كند و خود را
[١]. ٦١- النجم