إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٦٤ - باب سىام در حياى از خداوند
يافت از جوهاى آن زن سؤال فرمود، عرضكرد باذن خدا بردم، زيرا تاجرى در بيابان (مدت چند روزى) حيواناتش بىآذوقه شدند. پس نذر كرد هر كه علوفه بحيوانات او دهد يك ثلث (٣/ ١) از بارهاى آن حيوانات جهت او باشد، پس من بأمر خدا آن جوها را بپيش او انداختم و وفاى بنذر بر او واجب شد (پس از چندى كه تاجر آمد) حضرت سليمان از او سؤال كرد و تاجر اقرار نمود، پس آن حضرت آن زن را خواست، چون حاضر شد. تاجر گفت اى زن براى تو است يك ثلث از آن اموال و آن سيصد و شصت هزار دينار مىشود، آن زن با كمال خرسندى گرفت و بخانه خويش رفت.
پس حضرت داود بحضرت سليمان فرمود: هر كه بخواهد كه معامله با سود و منفعت بسيار كند بايد با چنين خداى كريم معامله نمايد و از همين جهت است كه روايت شده هر گاه فقير شديد با خداى معامله كنيد بصدقه دادن كه بىنياز خواهيد شد، و از فقر نجات خواهيد يافت.
باب سىام در حياى از خداوند
فرمود رسول خدا ٦ از علائم ايمان حيا داشتن است، روزى بأصحاب خود فرمود: از خداى خود حيا بداريد آنچنان كه حق حيا و شرم است، صحابه گفتند كه چكار كنيم؟ فرمود: گوش فرا ندهيد به سخنانى كه نبايد گوش داد، و نظر نكنيد بچيزى كه نبايد نگاه كرد و اعتقاد نكنيد به آنچه كه جايز نيست اعتقاد كردن به آن، و شكم را