إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٩ - باب بيست و پنجم در عزلت و گوشهنشينى
خداوند چيز ديگرى نميخواهند).
و روايت نموده كعب الاحبار كه وحى فرمود خداوند بيكى از پيغمبران كه: اگر لقاى مرا خواستى فرداى قيامت، بايد در دنيا همانند غريبان زندگى نمائى (با كسى رفت و آمد نداشته باشى) و محزون از رفقاى بد باشى و متوحش از مردم باشى كه با كسى انس و الفت نگيرى (عزلت و گوشهنشينى را اختيار كنى) مانند مرغى كه در زمينهاى بىآب و گياه زندگى ميكند و از ميوه اشجار ميخورد و چون شب فرا رسد بخانه و آشيانه خود پناه ميبرد و هر كه عزلت برگزيد و انس به آن گرفت در حقيقت معتصم بخداوند است، و سختى و صبر عزلت بهتر و آسانتر است از بدى عاقبت مخالطه و معاشرت با مردم (زيرا آدمى سالم نميماند از شر و فسادشان).
و تنها زندگى كردن طريقه صدّيقين است، و از علامت إفلاس و بدبختى انسان است رفت و آمد با مردم كردن و نتيجه مخالطه و معاشرت با مردم فتنه (و شك و ترديد) بزرگست در دين، زيرا هر كه با مردم رفت و آمد داشته باشد با آنان مدارا خواهد كرد، و هر كه با آنان مدارا كند هم رأى ايشان خواهد شد و مراقبت مينمايد كه همانند آنان باشد، و جمع نميشود دوستى با خدا و معاشرت با مردم (جاهل و دور از عقل).
پس هر كس بخواهد دينش و عملش از ريا سالم بماند و راحت باشد بدن و قلبش بايد از مردم كنارهجوئى كند و پشت ديوارها مخفى شود خاصه در اين زمان، همچنان كه مولاى متقيان ٧ در باره اين زمان و فتنه و فساد آن ميفرمايد: زمانى مىشود كه كسى از فتنه و فساد