إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٠ - باب بيست و سوم در گريه از خوف خدا
بدن از آنان سلب ميگردد و گاه بمرگ مفاجات گرفتار ميشوند، با وجود اين لب بخنده ميگشايند! گوئى در پيش ندارند روزى را كه برابر با پنجاه هزار سال (دنيا) است و اطفال از هول و وحشت آن پير ميشوند، و بيهوش ميگردند بزرگان، و زنان آبستن سقط جنين مينمايند، ف إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ: اللهم أعنّا على هوله و ارجعنا فيه و تغمّدنا برحمتك التى وسعت كل شىء و لا تؤيسنا من روحك و لا تعجل علينا غضبك و احشرنا في زمرة نبيّك محمّد و أهل بيته الطاهرين صلواتك عليه و عليهم أجمعين.
پس فرمود: آن حضرت: نيست مؤمنى كه باندازه بال مگسى اشك از ديدگانش بر صورتش جارى شود از خوف خدا مگر آنكه پروردگار آتش جهنم را بر او حرام ميكند.
و فرمود نمىبيند آتش جهنم را چشمى كه از خوف خدا گريسته باشد يا بيدار مانده باشد براى عبادت در شبها و چشمى كه پوشانيده شده باشد از محرمات (مانند نگاه كردن بناموس مردم و زنان بىحجاب) و فرمود: نيست قطره آبى نزد خداوند محبوبتر از قطره اشكى كه از خوف او ريخته شود و قطره خونى كه در راه او ريخته گردد، و نيست بندهئى كه از خوف خدا گريسته باشد مگر آنكه خداوند او را از جام رحمتش سقايتش كند و در بهشت جايش دهد و از غذاهاى بهشتى او را بخوراند، و بواسطه او هر كسى كه اطرافش باشد مورد رحمت خداوندى قرار گيرد اگر چه بيست هزار نفر باشند و هر كسى كه حيا كرد و چشم خود را حفظ نمود (و بنامحرم نگاه نكرد) از خوف خدا، خداوند آتش را بر جسدش حرام خواهد نمود و ذلت و خوارى برايش پيش