إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩٢
ايشان است، و جد جهد (در عبادت) مينمايند نه آنكه از آتش جهنم بترسند و يا شوق بهشت را داشته باشند، بلكه چون نظر ميكنند بآسمانها و زمين و نمىيابند كسيرا جز خداوند كه سزاوار عبادت باشد[١] يا أحمد ٦: اين درجه پيغمبران و صديقان است كه بامت تو و امت پيغمبران پيش از تو و به بعضى از شهدا دادهام، بعرض رسانيد:
خدايا زاهدان امت من بيشترند يا زاهدان بنى اسرائيل؟ فرمود: زاهدان بنى اسرائيل نسبت بزاهدان امت تو مانند يك موى سياهست در بدن گاو سفيد، گفت: چگونه است اين! و حال آنكه عدد آنها بيشتر بوده است؟ فرمود عدد آنها بيشتر بوده و ليكن شك نمودند بعد از يقين و انكار نمودند بعد از اقرار (بيگانگى من و نبوت حضرت موسى) پس آن حضرت فرمود: شكر و سپاس خداوندى را بجاى آوردم، و دعا در حق زاهدان امت خود نمودم كه خداوند تبارك و تعالى آنها را حفظ فرمايد و ثابت قدم گرداند و نظر لطف و مرحمت خود را باز ندارد از ايشان و
[١]. مطابق مطلب فوقست بيان حضرت امير المؤمنين« ع» كه معروض ميداشت: الهى ما عبدتك شوقا لجنتك و خوفا من نارك بل وجدتك اهلا للعبادة فعبدتك؛ خدايا: عبادت نميكنم تو را و اعمال و كارهاى خير و خوب انجام نميدهم بواسطه شوق به بهشت كه مرا به بهشت ببرى، و از ترس جهنم تو نيست كه مرا بجهنم نبرى، خدايا: اختيار تمام امور بدست قدرت تو است و اگر خواستى در قيامت مرا بجهنم ببرى اعتراض نميكنم حتى اگر امر فرمودى كه خودم بجهنم روم تعلل در رفتن نخواهم كرد و معطل اينكه ملائكههاى غلاظ و شداد بيايند و مرا بجهنم بكشانند نميشوم، بلكه خودم با كمال ميل و رغبت بجهنم خواهم رفت چون تو امر نمودهاى، بنا بر اين تمام عبادات من براى تو است زيرا فقط تو هستى كه سزاوار پرستش ميباشى.