إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٠٢ - باب چهل و نهم در ادب داشتن، در همه اوقات
بر اين مطلب عمل رسول خدا ٦ است كه: كان أكثر النّاس محبّة للَّه تعالى و أعظمهم أدبا، محبت و ادب آن حضرت بخداوند بيش از باقى مردم بود (در تمام عمر) و منقولست كه خليل بن احمد (بصرى عروضى) نصيحت كرد بفرزند خود كه: اى پسر ادب بياموز تا تو را بزرگ گرداند در كوچكى و تو را بمقام ارجمند برساند در بزرگى.
و نقلست كه بچه هفت سالهاى حضور حجاج ثقفى آمد و گفت:
اى امير پدر من فوت نمود وقتى كه در شكم مادر بودم، و مادر من فوت نمود موقعى كه شيرخوار بودم، و ديگران مرا كفالت نمودند تا بزرگ شدم و باغى بمن ارث رسيده بود كه امورات خود را از آن اصلاح ميكردم و اكنون غصب نموده مردى از اطرافيان تو كه نه از خدا خوف دارد و نه از سطوت امير مىترسد، و بر تو است كوتاه كردن دست ظالم و بصاحب حق رساندن مظالم، تا اينكه بيابى اجر آن را در روزى كه: تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً[١] حجاج را خوش آمد از طرز بيان و فصاحت و بلاغت آن طفل و امر كرد باغ او را باو بر گرداندند و گفت بهترين ادبها ادب خدائيست كه بهر كس بخواهد عنايت ميفرمايد.
و نيز سزاوار است بر هر عاقل هوشيار اينكه مؤدب باشد در حضور عالمى كه از او درس مىآموزد.
[١]. ٢٩- آل عمران