إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٩٦ - باب چهل و نهم در ادب داشتن، در همه اوقات
بهلاكت خواهد انداخت، پس در پيشگاه خداوند بطريق اولى بايد با ادب بود.
و مرويست كه خداى تعالى در بعضى از كتبش در مذمّت و سرزنش بندگان بىادب خود فرموده: بنده من آيا نيكو است كه هنگام عبادت نمودنت توجه براست و چپ ميكنى و اگر كسى با تو سخن بگويد روى خود را از من بر ميگردانى و باو التفات مينمائى و حال آنكه اگر تو براى كسى حديث و حكايت گوئى و ديگرى با تو سخنى بگويد توجه باو نخواهى كرد و مراعات ادب را نسبت باو خواهى نمود پس بد بندهايست بندهاى كه اين چنين باشد، و بندگان مرا بر من ترجيح دهد.
و مرويست كه روزى رسول خدا ٦ به بيابان رفت براى ديدن گوسفندان خود، وقتى كه رسيد مشاهده فرمود كه چوپانش عريان شده و لباسهاى خود را بتمامه از بدن بيرون آورده براى كشتن شپشهايش و چون ديد كه آن حضرت جانب او مىآيد في الفور لباسهاى خود را پوشيد، آن حضرت در غضب شد و او را از چوپانى عزل فرمود، و سپس فرمود ما احتياجى نداريم بچوپانى كه ادب در مقابل خدا نداشته باشد و در خلوت از او حيا نكند.
و نيز مرويست كه روزى آن حضرت از راهى عبور ميفرمود، پسر بچه كوچكى پيش آمد و سلام نمود و تبسّم كرد، آن حضرت فرمود آيا مرا دوست ميدارى؟ عرض كرد آرى بخدا قسم، آن حضرت فرمود مثل چشمانت؟ عرض كرد بلكه بيشتر، فرمود مثل پدرت مرا دوست ميدارى؟ عرض كرد بيشتر، فرمود مثل مادرت؟ عرض كرد بيشتر، فرمود مثل جانت؟ عرض كرد بيشتر بخدا قسم، فرمود آيا مثل