إرشاد القلوب ت مسترحمی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٠ - باب چهل و يكم در فراست و آثار و چگونگى پيدايش آن
فرموده: إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ[١] بدرستى كه قصه ويرانى شهر و ديار قوم حضرت لوط ٧ نشانهايست براى عبرتگيرندگان كه مراد از متوسمين فراست داران است.
فرمود نبى اكرم ٦ مواظب فراست مؤمن باشيد زيرا بسبب آن نورى كه خداوند باو عطا فرموده مىبيند آنچه را كه شما نمىبينيد (و ميفهمد آنچه را كه شما در دل داريد).
و مرويست كه هرم بن حيان[٢] زمانى كه شرفياب شد حضور اويس قرنى، اويس گفت السلام عليك يا أخى هرم بن حيان، هرم جواب سلام داد و گفت از كجا دانستى كه من هرم هستم و حال آنكه مرا نديده بودى تاكنون؟! گفت هر كه ايمانش بخدا كامل باشد مىبيند همه چيز را و ميشناسد همه كس را، و ارواح مؤمنين محبوس نيستند بلكه آزادند (چه زنده باشند و چه مرده) و باطراف عالم ميگردند (لذاست كه مىبينند همه چيز را و ميشناسند همه كس را).
و فراست نورى است در قلب (مؤمن) كه بسبب حقيقت ايمان و خداشناسى در او پيدا مىشود بطورى كه همه چيز را بلا درنگ درك ميكند و همه كس را بمجرد ديدن ميشناسد چنان كه گوئى ساليان دراز است
[١]. ٧٥- الحجر
[٢]. هرم بن حيان بن قيس يكى از زهاد ثمانيه است و از صحابه رسول خدا« ص» و حضرت أمير المؤمنين« ع» است و ديلمى رحمه اللَّه او را حيان بن هرم ضبط فرموده و ليكن صحيح آن هرم بن حيانست چنان كه در كتب رجال و غيره ضبط گرديده و شايد اشتباه از كاتب ارشاد باشد.