إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٠١ - باب هجدهم در وصيت لقمان به فرزندش
و هر گاه ديديد خداى متعال آنچه بنده دوست دارد به او مىدهد و حال آنكه آن بنده به گناه و معصيت خود ادامه مىدهد پس بدانيد اين استدراج است براى آن بنده. خدا مىفرمايد: به زودى آنها را به عذاب مىافكنيم از جايى كه فهم آن نكنند.
معنى استدراج اين است كه: خداى متعال بنده را در اثر اعمال زشتش تدريجا جزا مىدهد به نحوى كه خود بنده نمىداند و مغرور مىشود به نعمتهاى الهى تا اينكه به يك بار نعمتها از او سلب مىشود و به حسرت مبتلا مىگردد.
پس كسى كه در نعمت الهى واقع است اولا بايد در شكرگزارى كوشش كند و ثانيا خائف از سلب نعمت باشد و از خدا بخواهد كه او را موفّق بدارد به شكر نعمت و هميشه خود را مقصّر بداند و به درگاه خدا اظهار شرمسارى و تضرع و زارى نمايد.
سئل ابن عباس عن صفة الّذين صدقوا اللَّه للمخافة فقال هم قوم قلوبهم من الخوف قرحة محزونة و اعينهم باكية و دموعهم على خدودهم جارية يقولون كيف نفرح و الموت من ورائنا و القبر موردنا و القيمة موعدنا و على اللَّه عرضنا و شهودنا جوارحنا و الصراط على جهنم طريقنا و على اللَّه حسابنا فسبحان اللَّه و تعالى فإنا نعوذ به من السن واصفة و اعمال مخالفة مع قلوب عارفة فان العمل ثمرة العلم و الخوف ثمرة العمل و الرجاء ثمرة اليقين.
از عبد اللَّه بن عباس سؤال شد كسانى كه از خدا مىترسند صفات و علامات آنها چيست؟ فرمود: آنها كسانى هستند كه قلبهاى آنها از ترس خدا مجروح و محزون است. و چشمان آنها گريان است و اشك آنها بر صورتهايشان جارى است. مىگويند: چگونه