إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٩٠ - باب هجدهم در وصيت لقمان به فرزندش
الملكوت.
اى پسرم آنچه را نمىدانى از علماء ياد بگير. و آنچه را مىدانى به مردم بياموز. چون چنين كردى و اين دو صفت نيكوى ياد گرفتن و ياد دادن در تو پيدا شد در عالم ملكوت به اين دو صفت ياد مىشوى.
يا بنىّ اغنى النّاس من قنع بما في يديه و افقرهم من مدّ عينيه الى ما في ايدى النّاس و عليك باليأس عمّا في ايدى النّاس و الوثوق بوعد اللَّه واسع فيما فرض عليك و دع السّعى فيما ضمن لك و توكّل على اللَّه في كلّ امورك يكفيك.
اى پسرم بىنيازترين مردم كسى است كه به آنچه در دست اوست قناعت كند و فقيرترين آنها كسى است كه به آنچه در دست مردم است چشم داشته باشد و بر تو باد كه مأيوس باشى از آنچه در دست مردم است. و اعتماد تو به وعده خدا باشد. و كوشش كن در آنچه بر تو واجب شده. و رزقى كه براى تو ضمانت شده و به تو خواهد رسيد لازم نيست سعى بسيار در طلب آن داشته باشى.
و توكّل بر خدا كن در تمام امور و كارهاى خود تا تو را كفايت كند.
و اذا صلّيت فصلّ صلاة مودّع تظنّ ان لا تبقى بعدها ابدا و ايّاك و ما تعتذر منه فانّه لا يعتذر من خير
. و هر وقت نماز خواندى نماز تو مانند نماز كسى باشد كه با نماز وداع كند و گمان برى كه بعد از آن نماز هرگز باقى نمانى. و دورى كن از آنچه كه بخواهى از آن عذرخواهى كنى، چون كه از كار خوب هيچ گاه عذرخواهى نمىشود، يعنى كار بدى نكن كه