إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٧٢ - باب دهم در ثواب عيادت مريض
است. و نيكو دردى است تب، حقوق اعضاء بدن را از بلاها عطا مىكند. و خيرى نيست در كسى كه مبتلا نشود. و مؤمن وقتى كه يك مرتبه تب كند گناهان مانند برگ درخت از او فرو مىريزد.
اگر بر فراش خود ناله كند نالهاش ثواب تسبيح دارد. و هر گاه از درد فرياد زند ثواب گفتن لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ دارد. و هر گاه از شدّت درد از اين پهلو به آن پهلو بغلتد مانند كسى است كه شمشير در راه خدا بزند. و اگر در آن حال براى عبادت خدا برخاست مورد مغفرت و آمرزش حق قرار مىگيرد. و خوشا به حال او تب يك شب كفّاره گناهان يك سال است! براى اين كه الم و درد او تا يك سال در بدن او باقى مىماند. پس آن كفاره ما قبل و ما بعد مىباشد.
و كسى كه يك شب مبتلا شود و آن بلا را قبول كند و ناراضى نباشد و شكر خدا به جا آورد كفّاره شصت سال او مىگردد، براى اينكه آن را قبول كرده. و اين منّتى است بر او در مقابل صبرش. و مرض براى مؤمن سبب پاكى و رحمت مىگردد و براى كافر سبب عذاب و لعنت است. و مؤمن هميشه در مرض هست تا گناهى بر او باقى نماند. و سردرد يك شب همه گناهان را مىريزد مگر گناهان كبيره.
و قال ٦: للمريض في مرضه اربع خصال: يرفع عنه القلم و يأمر اللَّه الملك يكتب له ثواب ما كان يعمله في صحته و تساقط ذنوبه كما يتساقط ورق الشّجر و من عاد مريضا لم يسئل اللَّه تعالى الّا اعطاه و يوحى اللَّه تعالى الى ملك الشّمال لا نكتب على عبدى ما دام في وثاقى شيئا و الى ملك اليمين ان اجعل انينه حسنات. و انّ المرض ينقى الجسد من