إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٩٤ - باب سوم در مذمت دنيا
چنگ زده و ريسمان سست بىاعتبارى را گرفته كه با كوچكترين حركتى در پرتگاه نيستى خواهد رفت.
و قال آخر:
|
طلبتك يا دنيا فاعذرت في الطّلب |
و ما نلت الّا الهمّ و الغمّ و النّصب |
|
|
و اسرعت في ذنبى و لم اقض حسرتى |
و لم أر حظّا كالقنوع لاهله |
|
|
و ان يجمل الانسان ما عاش في الطلب |
هر بت بذنبى منك ان تقع الهرب |
|
اى دنيا تو را طلبيدم و نهايت كوشش خود را در اين راه انجام دادم ليكن بجز هم و غم و زحمت چيز ديگرى به من نرسيد در گناه خود سرعت و حسرت خود را به پايان نبردم پس از گناه خود فرار كردم بسوى تو اگر فرار واقع شود و نديدم حظ و بهره مانند قناعت براى اهلش و اين كه انسان تا زنده است در طلب دنيا قانع باشد و حرص نداشته باشد.
و قال رسول اللَّه ٦: لا تخالفوا على اللَّه في امره فقالوا و ما ذاك يا رسول اللَّه قال تسعون في عمران دار قد قضى اللَّه خرابها.
پيغمبر ٦ فرمود: در امر خدا مخالفت نكنيد و بر خلاف رفتار ننماييد! عرض كردند: يا رسول اللَّه مراد از اين فرمايش چيست فرمود: شما سعى مىكنيد در آباد و معمور كردن خانهاى كه خداى متعال حكم به خرابى آن نموده است.
و كان على بن الحسين زين العابدين ٨ يتمثل بهذه و يقول:
و من يصحب الدنيا يكن مثل قابض* على الماء جاثية فروج الاصابع
حضرت زين العابدين ٧ متمثل به اين شعر مىشد و مىفرمود: كسى كه با دنيا رفاقت و دوستى كند و انتظار خيرى از