إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٠٦ - باب هجدهم در وصيت لقمان به فرزندش
و من نصره فقد استوجب الجنّة من اللَّه.
و هر كس براى بقاى ظالمى دعا كند همانا دوست دارد كه معصيت خدا شود و كسى كه در حضور او به مؤمنى ظلم شود يا غيبت مؤمنى گردد و او بر يارى كردن او قادر باشد و يارى نكند پس به تحقيق كه مشمول غضب خدا و رسول شده است. و كسى كه او را يارى كند پس به تحقيق كه از جانب خداوند متعال بهشت بر او واجب شده.
و انّ اللَّه تعالى اوحى الى داود قل لفلان الجبّار انّى لم ابعثك لتجمع الدنيا على الدّنيا و لكن لتردّ عنّى دعوة المظلوم و تنصره فانّى آليت على نفسى ان انصره و انتصر له ممّن ظلم بحضرته و لم ينصره.
و به درستى كه خداى متعال به داود- ٧- وحى فرمود كه: به فلان سلطان جبّار بگو من تو را در اين مقام قرار ندادم كه دنيا را جمع آورى كنى و اموال را بر روى يك ديگر انباشته نمايى، ليكن تو را فرستادم كه ناله مظلومان را رد كنى و آنها را يارى كنى. به درستى كه من قسم ياد كردهام و بر خود لازم كردهام كه مظلوم را يارى كنم و انتقام بگيرم از آن كس كه مظلوم در حضور او ظلم شده و او يارىاش نكرده است.
و قال النّبى ٦: من اذى مؤمنا و لو بشطر كلمة جاء يوم القيمة مكتوب بين عينيه آيسا من رحمة اللَّه و كان كمن هدم الكعبة و البيت المقدّس و قتل عشرة آلاف من الملائكة.
پيغمبر اكرم- ٦- فرمود: كسى كه مؤمنى را اذيّت كند و لو به جزء كلمه روز قيامت بيايد در حالى كه بين دو