إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٠٨ - باب هجدهم در وصيت لقمان به فرزندش
و لو علم النّاس ما للمؤمن عند اللَّه لخضعت له الرّقاب فانّ اللَّه تعالى اشتقّ للمؤمن اسما من اسمائه فاللَّه هو المؤمن سبحانه و سمّى عبده مؤمنا تشريفا له و تكريما و انّه يوم القيمة يؤمّن على اللَّه فيجير ايمانه.
و اگر مردم مىدانستند كه مؤمن را در نزد حق تعالى چه مقامى است هر آينه گردنها براى او خاضع مىشد. پس به درستى كه خداى تعالى براى مؤمن اسمى از اسمهاى خود را جدا فرموده خداى متعال مؤمن است و بندهاش را مؤمن نام گذارده براى شرافت و كرامت و بزرگوارى كه براى او قائل است. و جهت ديگر كه خداى متعال بنده خود را مؤمن ناميده اينكه در قيامت امان مىدهد كسانى را بر خدا و امان دادن او مورد قبول واقع خواهد شد.
و قال اللَّه تعالى: ليأذن بحرب منّى من اذى مؤمنا او اخافه.
خداى متعال فرموده: بايد اعلان جنگ با مرا بدهد كسى كه مؤمنى را اذيت كند يا اينكه او را بترساند.
و كان عيسى ٧ يقول يا معشر الحواريين تحبّبوا الى اللَّه ببغض اهل المعاصى و تقرّبوا الى اللَّه بالبعد عنهم و التمسوا رضاه في غضبهم و اذا جالستم فجالسوا من يزيد في عملكم منطقه و يذكركم اللَّه رويته و يرغبكم في الآخرة عمله.
حضرت عيسى بن مريم- على نبينا و آله و ٧- فرمود:
اى جماعت حواريين با خدا دوستى كنيد به دشمن داشتن اهل گناه و معصيت. و به خدا تقرّب بجوييد به دور شدن از آنها.
و رضاى خدا را طلب كنيد در به غضب آوردن آنها. و هر گاه خواستيد همنشينى براى خود داشته باشيد پس با كسى مجالست