إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٧٤ - باب شانزدهم در شرائط قيامت و هولها و وحشتهاى آن
آنها را از حجتها و دليلهاى دينى قديما و جديدا جدا نمىكنند مگر علماى بد پس در راه آخرت مىايستند و مردم را منع مىكنند از پيمودن و رسيدن به آن و آنها را به شك مىاندازند. مثال اين مطلب مانند مردى است كه تشنه باشد پس ظرف آبى را ببيند كه مملوّ از آب باشد پس قصد آشاميدن از آن آب كند. مردى گويد: دست خود را در آن مكن كه افعى در آن مىباشد و تو را نيش مىزند و اين ظرف را پر از سمّ كرده است. پس آن تشنه كنار مىرود. ولى آن مردى كه او را منع مىكرد شروع مىكند دست خود را در آن آب فروبردن و خوردن. آن مرد تشنه مىگويد: اگر در اين آب سمّ بود او دستش را داخل آن نمىكرد. همچنين است حال مردم با علماى بد، آنها را از دنيا بر حذر مىدارند و خود آنها در آن رغبت و ميل مىكنند و مردم را منع مىكنند از داخل شدن بر حكام جور و احترام گذاشتن به آنها و خود داخل مىشوند و آنها را تعظيم و احترام مىكنند و آنها را مدح مىكنند و كارهاى آنها را مىستايند و به آنها وعده سلامتى مىدهند. بلكه بالاتر به آنها مىگويند براى شما خوابهاى خوب ديدهايم كه داراى منزلهاى نيكو هستيد و مورد قبول مىباشيد. پس با اين حرفها آنها را به فتنه مىاندازند و مغرور مىكنند. و فرمايش حق تعالى را فراموش كردهاند كه مىفرمايد: به درستى كه نيكان در نعمتها هستند و بدان در عذاب. و اين فرمايش حق تعالى را كه: نيست براى ظالمان دوستى و نه شفيع كه اطاعت شود. و نيز مىفرمايد: روزى كه ظالم پشت دست خود را به دندان مىگزد. و همچنين اين فرمايش را كه