إرشاد القلوب ت طباطبایی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢٢ - باب سيزدهم در مبادرت به عمل
مىروند. در اين حال با پاها و بدنهاى برهنه و تشنه، كه بر آنها فشار آورده به نحوى كه هر كدام زبانشان بر لبهايشان افتاده باشد، بر انگيخته مىشوند. در آن حال به قدرى گريه كنند كه اشگ چشم آنها تمام شود پس خون گريه كنند.
قال الرّاوى: و هو الحسن بن محبوب يرفعه الى يونس بن ابى فاخته قال:
رايت زين العابدين- ٧- عند بلوغه الى هذا ينتحب و يبكى بكاء الثّكلى و يقول آه ثمّ آه على عمرى كيف ضيّعته في غير عبادة اللَّه و طاعته لاكون من النّاجين الفائزين.
راوى، كه حسن بن محبوب است، از يونس بن ابى فاخته نقل مىكند كه مىگويد: حضرت زين العابدين على بن الحسين- ٨- را ديدم كه چون به اينجا رسيد صداى مباركش به گريه بلند شد و مانند زن فرزند مرده گريه كرد و فرمود: آه پس آه بر عمرم كه چگونه آن را در غير عبادت خدا ضايع كردم و طاعت خدا به جا نياوردم تا از اهل نجات و رستگارى باشم.
قال اللَّه تعالى في سورة المؤمنون: حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ[١]، يعنى فيما تركته لورّاثى ورائى فاتصدّق به و اكون من الصالحين. فيقول له ملك الموت: كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها، اى قال هذه الكلمة لما شاهده من شدّة سكرات الموت و اهوال ما عاينه من عذاب القبر و هول المطلع و من هول سؤال منكر و نكير.
خداى متعال جلت عظمته در سوره مؤمنون، چنين مىفرمايد:
[١] سوره مؤمنون، آيه ٩٩ و ١٠٠.