رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٣٨ - تازيانه سلوك
للوجود المنبسط الّذي هو أيضا شأن من شئون الوجود الحقيقي و أمر ارتباطى لا أصل له حقيقة.
[در پاسخ مىگويم: مقصودشان آن است كه ماهيات امكان ندارد متّصف به وجود حقيقى شوند و وجود حقيقى خارجى يك چيز يگانه است كه در حقيقت براى او شريكى قابل تصوّر نيست و او يكتاست و امكان ندارد دو تا گردد و حقايق و اعيان، همگى شئون اين وجود و موجود حقيقى هستند ولى چون تو وجود حقيقى را به خوبى نشناختهاى، وقتى ظهور و نمودى را كه براى خودت و غير خودت مىبينى خيال مىكنى كه اينگونه وجود همان وجود حقيقى است، همانگونه كه جوهرهاى اين عالم را مىپندارى كه واقعا جوهر هستند و ليكن اگر عميق و صحيح بيانديشى يا حقيقت امر براى تو بهوسيله كشف شهودى صورت پذيرد خواهى ديد كه همين جوهرها در حقيقت اعراض و اشكال وجود حقيقى هستند بلكه اينها اعراض و حدود براى وجود منبسط مىباشند و وجود منبسط شأنى از شئون وجود حقيقى بهشمار مىآيد و يك امر ارتباطى است كه در حقيقت اصل و ريشهاى ندارد.]
فإن قلت: كيف يمكن أن يقال بذلك و وجودات الجواهر حسّية و كونها جواهر عقلي؟
لأنّ الجوهر و العرض معنيان يعرفهما العقل.
و لكلّ في الخارج مصداق حسّى مطابق للمعنيين و العقل انّما انتزع المعنيين من المصاديق الخارجيّة و أنت في قولك ذلك تخطأ العقل و الحسّ و ليس لنا وراء العقل و الحسّ أمر نحكم به