رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٣٧ - مقدمه مؤلف
تنهايى و وحدتى، و نور است از هرظلمتى، و قوّه است از هرضعفى، و شفا است از هردردى.»]
و در «مصباح الشّريعة» در تعريف عارف مىفرمايد:
العارف شخصه مع الخلق و قلبه مع اللّه، و لو سهى قلبه عن اللّه طرفة عين لمات شوقا إليه و العارف أمين ودائع اللّه، و كنز أسراره و معدن نوره و دليل رحمته على خلقه، و مطيّة علومه، و ميزان فضله و عدله. قد غنى عن الخلق و المراد و الدّنيا، و لا مونس له سوى اللّه، و لا منطق و لا إشارة و لا نفس إلّا باللّه للّه من اللّه مع اللّه.
فهو فى رياض قدسه متردّد، و من لطائف فضله إليه متزوّد و المعرفة أصل و فرعه الإيمان.[١]
[ «شخص عارف پيكرش با مخلوقات است و دلش با خداست؛ بهطورى كه اگر به قدر يك ردّ شعاع نور چشم از خدا غفلت ورزد، در آن دم از اشتياق به سوى او مىميرد و عارف امانتدار گنجينهها و ذخائر امانتهاى خداست و گنج اسرار اوست و معدن نور اوست و راهنماى رحمت اوست بر خلائقش و مركب راهوار علوم و عرفان اوست و ترازوى سنجش فضل و عدل اوست. او از جميع خلق عالم و از مرادهاى خود و از دنيا بىنياز گرديده است، مونسى ندارد به جز خدا، و گفتارى و اشارهاى ندارد و نفسى برنمىآورد مگر به خدا و براى خدا و از خدا و با خدا.
اوست كه در باغهاى قدس و طهارت حريم خداوند رفتوآمد مىكند،
[١] -« مصباح الشّريعة»، باب ٩٥.