رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٩٧ - سوز و گداز مؤلف
آنها ياد داد كه خودشان را به آن حال انداختند و بلاى نازل را برگرداندند و حال آنكه ديده نشده بود بعد از نزول بلا، توجّه ثمرى بدهد ولى روبيل ٧ به آنها ياد داد كه بچهها را از مادران جدا ساختند و برّهها را از ميشها جدا كرده، عجلها[١] را از ماده گاوها گرفتند، مادرها را بالاى كوه بردند و بچههاشان را در ته درّه انداختند، مردها پلاس پوشيدند روى خاك افتاده، خاك بر سر ريختند.
[امّا] حيوانات، مادرها به جهت سخالشان[٢] و به جهت علف، صدا مىكردند؛ بچههاى حيوانات گرسنه به جهت «شير» صدا مىكردند، اطفال خودشان به جهت شير و به جهت [جدايى از] مادرها، گريه مىكردند؛ خودشان[٣] از ترس عذاب و شدّت هولى كه از اصفرار شمس[٤] و هبوب[٥] بادهاى عذاب و سياهى رنگشان، مىديدند نالههاى جانسوز
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ[٦]
[ «پروردگارا! ما به خويشتن ستم كرديم و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى، قطعا از زيانكاران خواهيم بود.»]
و نداى «يا ارحم الرّاحمينا» به اوج فلك رسانيده، خلاصه محشرى بهپا كردند تا آنكه دعوت و نفرين پيغمبرشان را بعد از نزول عذاب، برگرداندند! درياى رحمت ارحم الرّاحمين به جوش آمده، حضرت اسرافيل ٧ را امر رسيد كه قوم يونس را بخشيدم، ايشان را درياب، بلا را از ايشان ردّ كن و به
[١] - گوسالهها.
[٢] - سخال: برّه و بزغالهها.
[٣] - خودهايشان( نسخه بدل).
[٤] - زرد شدن خورشيد.
[٥] - وزيدن.
[٦] - سوره اعراف( ٧)، آيه ٢٣.