رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢١٦ - تازيانه سلوك
الصور النوريّة و تذهب ظلماتها بنور صورها فهذه النشأة اختلط نورها بظلامها و ضعف وجودها و ظهورها و لضعفها احتاجت إلى مهد المكان و ظئر الزمان و أهلها المخصوصون بها اشقياء الجن و الانس و الحيوان و النبات و الجماد.
[و همانا ظهور آن براى حس بهواسطه اعراض است از آنجا كه اجسام وحدت اتصالى دارند. و امّا از نظر كثرتى كه در فرض تقسيم و تجزيه درك مىكنيم پس هرجزئى از آن اجزاء از ديگرى معدوم و مفقود است؛ چون هرجزئى از جزء ديگر غايب است و از حضور او معدوم است و اين از آن جهت است كه همانا ماده همواره همراه عدم مىباشد بلكه جوهرى است تاريك و ظلمانى و اوّلين ظلمتى است از ظلمتها كه ظهور يافته است؛ ولى چون اصلش از عالم نور است در ذاتش قوّه و استعدادى وجود دارد كه مىتواند صورتهاى نورى را قبول نمايد و بهوسيله نور آن صور، تاريكىهايش از بين برود.
پس اين نشئه طبيعت نورش با تاريكى درآميخته است و براى همين، وجود و ظهورش ضعيف مىباشد و به علّت ضعفش، به گهواره مكان و دايه زمان محتاج شده است و افرادى كه بدان مختصّ شدهاند، عبارتند از اشقياى جن و انسان و حيوان و نبات و جماد.]
و في الحديث القدسي: ما نظرت إلى الأجسام مذ خلقتها[١]- و هم اللّذون علومهم مختصّة بهذا العالم و يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ.[٢]
[١] - ر. ك:« بحار الانوار» ٧٠/ ١١٠.
[٢] - سوره روم( ٣٠)، آيه ٧.