رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٥١ - مقدمه مؤلف
خداوند فرمود: آنچه روزه بهجاى مىگذارد كم خوردن و كم گفتن و عبادت مىباشد!
دوم سكوت است و سكوت از خود حكمت بهجاى مىگذارد و حكمت معرفت بهجاى مىگذارد و معرفت يقين بهجاى مىگذارد و هنگامى كه بنده من به مقام يقين رسيد، ديگر باكى ندارد كه چطور روزگارش را بگذراند؛ آيا در عسر و شدّت باشد و يا در يسر و آسانى. و اين است مقام كسانى كه به رضاى من واصل گشتهاند.
و كسى كه به رضاى من عمل كند من سه صفت را هميشه ملازم با وى مىگردانم: من شكر و سپاسى را به او مىفهمانم كه مخلوط با جهل و نادانى نمىباشد؛ و ياد و توجّهى را كه مخلوط با نسيان و فراموشى نمىگردد؛ و محبّت و مودّتى را كه بر محبّت من، محبّت مخلوقات را اختيار نمىكند!
پس چون مرا دوست داشت، من هم او را دوست مىدارم و دوستى او را در دل خلائق خودم مىنهم. و چشم دل او را به مقام عظمت و جلال خودم مىگشايم و علم خاصّان از خلائقم را از وى پنهان نمىدارم!
و در اين حال با وى در سرّ و نهان، در ظلمت شب و درخشانى روز، از باطن سخن مىگويم و باب مناجاتم را بر روى وى مىگشايم و او بهطورى مىشود كه گفتارش با خلائق بريده مىگردد و همنشينىاش با ايشان منقطع مىشود و كلام خودم و كلام فرشتگانم را به او مىشنوايانم. و به او مىفهمانم سرّى را كه از مخلوقاتم پنهان داشته بودم.
تا اينكه مىفرمايد:
سپس برمىگشايم حجابها و پردههايى كه فيمابين من و او بوده است.
و او را به نعمت گفتارم متنعّم و به لذّت نظر به سوى من متلذّذ مىنمايم.