رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٥٣ - مقدمه مؤلف
و محلّ سكونت تو نيز پاك و پاكيزه مىباشد! تو بر خداوند صاحب عزّت و صاحب كرامت كه حبيب است و قريب، وارد شدهاى!
در اين حال روح او از دست فرشتگان در پرواز مىآيد؛ و در سرعتى بيشتر از سرعت بازگشت شعاع نور چشم به چشم، به سوى خدا مىرود؛ در اين صورت نه ديگر حجابى وجود دارد، و نه پردهاى در ميان او و خداى تعالى. و خداوند هم مشتاق اوست و مىنشيند بر كنار چشمهاى از سمت راست عرش خدا.
سپس به او گفته مىشود: اى روح! چگونه تو دنيا را ترك كردى؟ روح مىگويد: اى خداى من! و اى سيّد و آقاى من! سوگند به مقام عزّت و جلالت كه من هيچ علمى و توجّهى به دنيا ندارم و از هنگامى كه مرا آفريدى تا الان من متوجّه تو و نگران به سوى تو بودم!
خداوند مىفرمايد: راست گفتى! تو با جسمت و پيكرت در دنيا بودى و با روح و جانت با من بودى! بنابراين تو در برابر ديدگان من هستى! من از پنهان و از آشكارت خبر دارم! بپرس از من هرچه مىخواهى كه من به تو اعطا مىكنم، و خواهش كن از من كه من تو را گرامى مىدارم! اين است بهشت من! با آرامش در آن سير كن و گام بردار! و اين است عهد و امان من! در آن سكونت گزين!
روح عرض مىكند: اى خداى من! تو خودت را به من شناسانيدى و من بهواسطه عرفان به ذات تو از جميع آفريدگانت بىنياز شدم! سوگند به مقام عزّت و جلالت اگر رضاى تو در آن باشد كه من پارهپاره گردم و يا هفتاد مرتبه با شديدترين قسمى كه مردم را بدان مىكشند مرا بكشند، تحقيقا رضاى تو محبوبتر مىباشد نزد من!