رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٦٤ - مقدمه مؤلف
آورد بايد بزرگى مقصود را بهقدر خود تعيين نمايد و بداند كه طالب چيست؟! و عظمت مطلوبش به چه اندازه است؟! تا جدّش در طلب، لايق مطلوب باشد.
مثلا طالب كدخدايى يك ده جدّش قطعا به اندازه طالب سلطنت عالم نمىشود؛ و ليكن چون اين مطلوب بزرگى و عظمتش در شرف و نور و بهاء و سلطنت و لذّت به اندازهاى است كه ابدا تصوّر كنه او را لا سيّما مبتدى نمىتواند بكند، بلكه هرچه تصوير نمايد يكى از هزاران حقيقت آن نخواهد شد؛ لذا اجمالا بايد قياس بهقدر معقولات و معلومات خود نمايد.
مثلا شرافتهايى كه در عالم حقّ و شهادت مىبيند از بزرگان دنيوى، و قرب سلاطين، و خود سلطنت و سلطنتهاى تمام عالم را فرض كند و بعد از آن قياس كند سلطنت آسمانها را ببيند كه چه درجه عظمت و شرافت مىبيند؟
آن وقت قياس بكند عالم محسوس را به عالم غيب ملكوت و جبروت و غيره، آن وقت برگردد در كيفيّت سلطنت سلاطين دنيا فكرى كند، آن وقت به سلطنت معنوى قياس بكند؛ خواهد ديد كه مدّت سلطنت اين سلاطين كه چند سالى بيش نيست نسبتش به سلطنت ابديّه چه خواهد شد؟!
و كيفا هم زياده به جهاتى چند نيست كه هزاران نقصها در او موجود و متوقّع است.
امّا سلطنت معنويّه سلطنت واقعى است؛ مثل سلطنت انسان است به اعضاى خود و قوا و خيال خود. مثلا ملاحظه نمايد كه در وصف سلطنت اخروى، از جمله اخبارى كه در باب سلطنت اهل بهشت وارد شده است كه فرمانى از جانب حضرت تعالى برايش مىآورند كه در آن نوشته است كه: