رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ١٠٧ - خوابهاى بشارتآميز مؤلف
يا از وصال خودم دور مىگردانم؛ آيا او در گرفتارىها به غير من، آرزو مىبندد؛ در صورتى كه گرفتارىها به دست من است!؟ و به غير من، اميدوار مىشود و در فكر خود در خانه جز مرا مىكوبد!؟ با آنكه كليدهاى همه درهاى بسته نزد من است و در خانه من براى كسى كه مرا بخواند، باز است.
كيست كه در گرفتارىهايش به من اميد بسته و من اميدش را قطع كرده باشم؟! كيست كه در كارهاى بزرگش به من اميدوار گشته و من اميدش را از خود بريده باشم؟! من آرزوهاى بندگانم را نزد خود محفوظ داشته و آنها به حفظ و نگهدارى من راضى نگشتند و آسمانهايم را از كسانى كه از تسبيح كردن من خسته نشوند (فرشتگان) پر كردم و به آنها دستور دادم كه درهاى ميان من و بندگانم را نبندند؛ ولى آنها به قول من اعتماد نكردند، مگر آن بنده نمىداند كه چون حادثهاى از حوادث من او را درهم كوبد، كسى جز به اذن من آن را از او برندارد؟! پس چرا از من رويگردان است؟! من با وجود و بخشش خود آنچه را از من نخواسته به او مىدهم سپس آن را از او مىگيرم و او برگشتنش را از من نمىخواهد و از غير من مىخواهد؟!
او درباره من فكر مىكند كه ابتدا و پيش از خواستن او عطا مىكنم؛ ولى چو از من بخواهد به سائل خود جواب نمىگويم؟ مگر من بخيل هستم كه بندهام مرا بخيل مىپندارد؟! مگر هرجود و كرمى از من نيست؟! مگر عفو و رحمت دست من نيست؟!
مگر من محل آرزوها نيستم؟ پس كه مىتواند آرزوها را پيش از رسيدن به من قطع كند؟ [چه كسى مىتواند رشته آرزوها را به جز من قطع كند؟!]
آيا آنها كه به غير من اميد دارند نمىترسند؟ اگر همه اهل آسمانها و زمين به من اميد بندند و به هريك از آنها به اندازه همه آنچه همگى آرزو