رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٩٢ - «لقاء الله و كيفيت آن» از حضرت امام خمينى قدس سره
كتابهاى آن بزرگوار مختصر ميلى به مسلك تصوّف ظاهر نشود- بلكه كتاب كسر اصنام الجاهلية فى الردّ على الصوفيه نوشته- [با اينحال] او را صوفى بحت مىخوانيم. كسانى كه معلوم الحال هستند و به لسان خدا و رسول صلّى اللّه عليه و اله ملعوناند مىگذاريم، كسى [را] كه با صداى رسا داد ايمان به خدا و رسول و ائمه هدى عليهم السّلام مىزند لعن مىكنيم! من خود مىدانم كه اين لعن و توهينها به مقامات آنها ضررى نمىزند، بلكه شايد به حسنات آنها افزايد و موجب ارتفاع درجات آنها گردد، ولى اينها براى خود ماها ضرر دارد چهبسا باشد كه باعث سلب توفيق و خذلان ما گردد. شيخ عارف ما،[١] روحى فداه، مىفرمود هيچوقت لعن شخصى نكنيد، گرچه به كافرى كه ندانيد از اين عالم [چگونه] منتقل شده مگر آنكه ولىّ معصومى از حال بعد از مردن او اطلاع دهد، زيرا كه ممكن است در وقت مردن مؤمن شده باشد. پس لعن بهعنوان كلى بكنيد. يكى داراى چنين نفس قدسيّهاى است كه راضى نمىشود به كسى كه در ظاهر كافر مرده توهين شود به احتمال آنكه شايد مؤمن شده باشد در دم مردن، يكى هم مثل ما است! و إلى اللّه المشتكى كه واعظ شهر با آنكه اهل علم و فضل است در بالاى منبر در محضر علما و فضلا مىگفت: فلان با آنكه حكيم بود قرآن هم مىخواند! اين به آن ماند كه گوييم: فلان با آنكه پيغمبر بود اعتقاد به مبدأ و معاد داشت! من نيز چندان عقيده به علم فقط ندارم و علمى كه ايمان نياورد حجاب اكبر مىدانم، ولى تا ورود در حجاب نباشد خرق آن نشود. علوم بذر مشاهدات است. گو كه ممكن است گاهى بىحجاب اصطلاحات و علوم به مقاماتى رسيد، ولى اين از غير طريق عادى و خلاف سنت طبيعى است، و نادر اتفاق
[١] - آيت اللّه شاهآبادى.