رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٩١ - «لقاء الله و كيفيت آن» از حضرت امام خمينى قدس سره
و بالجمله؛ سدّ باب معرفت اللّه را مىكنيم. ما رأيت شيئا إلّا و رأيت اللّه قبله و معه و فيه را حمل بر رؤيت آثار مىكنيم. لم أعبد ربّا لم أره را به علم به مفاهيم كليه مثل علوم خود حمل مىنماييم! آيات لقاء اللّه را به لقاء روز جزا محمول مىداريم. لي مع اللّه حالة را به حالت رقّت قلب مثلا حمل مىكنيم. و ارزقني النّظر إلى وجهك الكريم. و آن همه سوزوگدازهاى اوليا را از درد فراق، به فراق حور العين و طيور بهشتى حمل مىكنيم! و اين نيست جز اينكه چون ما مرد اين ميدان نيستيم و جز حظّ حيوانى و جسمانى چيز ديگر نمىفهميم، همه معارف را منكر مىشويم. و از همه بدبختىها بدتر اين انكار است كه باب جميع معارف را بر ما منسّد مىكند و ما را از طلب باز مىدارد و به حدّ حيوانيّت و بهيميّت قانع مىكند، و از عوالم غيب و انوار الهيّه ما را محروم مىكند. ما بيچارهها كه از مشاهدات و تجليات بهكلى محروميم از ايمان به اين معانى هم، كه خود يك درجه از كمال نفسانى است و ممكن است ما را به جايى برساند، دوريم. از مرتبه علم كه شايد بذر مشاهدات شود، نيز فرار مىكنيم، و چشم و گوش خود را بهكلى مىبنديم و پنبه غفلت در گوشها مىگذاريم كه مبادا حرف حق در آن وارد شود. اگر يكى از حقايق را از لسان عارف شوريده يا سالك دلسوخته يا حكيم متألّهى بشنويم، چون سامعه ما تاب شنيدن آن ندارد و حبّ نفس مانع شود كه به قصور خود حمل كنيم، فورا او را مورد همه طور لعن و طعن و تكفير و تفسيقى قرار مىدهيم و از هيچ غيبت و تهمتى نسبت به او فروگذار نمىكنيم. كتاب وقف مىكنيم و شرط استفاده از آن را قرار مىدهيم [كه] روزى صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فيض كنند! جناب صدر المتألّهين را كه سرآمد اهل توحيد است، زنديق مىخوانيم و از هيچگونه توهينى درباره او دريغ نمىكنيم. از تمام