رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٤٧ - تازيانه سلوك
ظلّى و سايهاى بهشمار مىآيند، بالنسبة به اهل اين عالم موجود هست به اين وجود خاص و متّصف به اين صفات خاص؛ ولى بالنسبة به اهل عالم مثال، يك وجود مثالى و صفات مثالى متناسب با وجود مثالىاش مىباشد و همچنين وجودش در عالم عقلى، يك وجود عقلانى است و صفاتش نيز به حسب وجودش مىباشد و به همين طريق است تا آنكه نسبت به عالم ذات ملاحظه شود كه در آن عالم نه وجودى دارد و نه اثرى و نه ذكرى و نه اسمى و نه رسمى؛ و فقط موجود حقيقى همان ذات حق تعالى است و در واقع، واقعا براى هيچ چيزى، وجودى نيست؛]
فاذا تجلّى جلّ جلاله لنبىّ أو ولىّ بذاته فلا يرى شيئا غيره حتى نفسه و رؤيته و فنى عن العالم و عن نفسه و عن فنائه و بقى و بربّه فيخبر عن الواقع و يقول: «ليس في الدّار غيره ديّار و علينا رحمة اللّه الملك الغفّار» و هذا هو آخر المقامات و لا مطمع لأحد- نبيا كان أو وليا، بشرا كان أو ملكا- في غيره.
[پس هنگامى كه حضرت حقّ- جلّ جلاله- براى پيامبرى يا ولىّاى، تجلّى ذاتى نمايد، او بجز ذات حق تعالى هيچ چيزى را مشاهده نمىكند حتى خودش و ديدنش را نيز نمىبيند و بهكلّى از عالم و خودش فانى مىشود حتى از فانى شدنش هم فانى مىگردد و باقى به پروردگارش مىگردد؛ در اين هنگام به مقامى نايل مىشود كه از واقع خبر مىدهد و مىگويد:
«در دار وجود غير از او ديّارى نيست و شامل حال ماست رحمت الهى ملك غفّار»
و اين آخرين مقام از مقامات سير و سلوك است كه احدى حق ندارد طمع به بالاتر از اين مقام بدوزد چه پيغمبر باشد و چه ولى؛ و چه بشر باشد