رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٥٨ - تازيانه سلوك
پيدا كند، يعنى صورتهايى نظير آن صورتها را تصوّر كند؛ زيرا آنچه در طبع مواد نهاده شده محال است كه خود آنها به ذهن منتقل شود؛ پس معلوم بالذّات، از هرشيئى، صور ادراكى است كه قائم به نفس بوده، با آن متّحد است، نه ماده خارجى آن؛ پس آنچه كه معلوم بالفعل است فقط براى عالمش معلوم است؛ پس معلوم هرعالمى غير از معلوم عالم ديگر است كه در حقيقت، عالم و علم و معلوم متّحدند. اين نكته را خوب درياب!]
و المقصود من التعرّض بهذه التفصيلات، التنبيه إلى الفكر في معرفة النفس و كيفيّة الترقّي منها إلى معرفة الرّبّ و الاستدلال بما يستحكم به تصديق ذلك و أن يتفطّن المبتدى لأصول تنفع في فكره و إلّا فليس كيفيّة الفكر إلّا أن يشتغل المتفكّر تارة لتجزية نفسه و أخرى لتجزية العالم حتّى يتحقّق له أنّ ما يعلمه من العالم ليس إلّا نفسه و عالمه لا العالم الخارجي و انّ هذه العوالم المعلومة له انّما هو مرتبة من نفسه و حتّى يجد نفسه لنفسه ما هي:
[مقصود از آنچه به اين تفصيلات پرداخته شد، اين است كه سالك آگاه شود كه چگونه مىتوان به معرفت نفس دست يافت و از آن به قلّه معرفت پروردگار صعود نمود. و نيز استدلال به آنچه كه تصديق اين حقيقت را براى سالك نوآموز آسان نمايد و او را آماده پذيرش اصولى سازد كه فكر او را نفع و سود مىرساند؛ وگرنه كيفيّت فكر جز اين نيست كه شخص فكركننده گاهى به تحليل و تجزيه نفس خويش مىپردازد و گاهى به تجزيه عالم مشغول مىشود تا آنكه براى او محقّق شود كه آنچه از عالم مىداند چيزى نيست جز نفس خودش و عالم خودش نه عالم خارجى. و همانا اين عوالمى كه معلوم و آشكارند، مرتبهاى از نفس او مىباشند تا آنكه از خود