رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٤ - مقدمه مؤلف
معرفت كنه حقيقت ذات عاجز باشند؛ و اين معنى را منافاتى با دعواى حضرات نيست كه معرفت حقّ جلّ جلاله اجمالا براى بزرگان دين و اولياى خداوند رحيم، ممكن و مرغوب فيه است. بلكه اهمّ مطالب دينيّه همين است كه بلكه كسى از اين مطالب و مراتب چيزى تحصيل نمايد. بلكه اين مطلب غايت دين بلكه علّت غائيّه خلق سماوات و ارضين، بلكه تمام عالمهاست.
و اگر كسى با همه اين مراتب در مقام تنزيه صرف ذات اقدس ايستادگى داشته باشد و بگويد: به هيچوجه راه به معرفت خدا نيست؛ نه تفصيلا و نه اجمالا، و نه كنها و نه وجها، آن وقت اگر تأمّل صادق نمايد خواهد ديد كه اين تنزيه موجب تعطيل و موجب ابطال و الحاق به عدم است من حيث لا يشعر؛ چنانكه ائمّه عليهم السّلام در اخبار معتبره نهى از تنزيه صرف فرمودهاند.
در روايت «كافى»[١] است كه زنديق سؤال كرد كه:
فله إنّيّة و مائيّة؟!
قال ٧: نعم لا يثبت الشّىء إلّا بإنّيّة و مائيّة!
قال السّائل: فله كيفيّة؟!
قال ٧: لا! لأنّ الكيفيّة جهة الصّفة و الإحاطة! و لكن لا بدّ من الخروج من جهة التّعطيل و التّشبيه. لأنّ من نفاه فقد أنكره و رفع
[١] -« اصول كافى»، ج ١، باب اطلاق القول بأنّه شىء، ص ٨٣ تا ٨٥، ضمن روايت شماره ٦ با سند متّصل خود از هشام بن حكم از حضرت امام جعفر صادق ٧ در جواب او به سؤال زنديق تا مىرسد به اينجا كه سائل به او گفت: فقد حدّدته إذ أثبتّ وجوده! قال أبو عبد اللّه ٧: لم أحدّه و لكنّى أثبتّه إذا لم يكن بين النّفى و الإثبات منزلة! قال له السّائل: فله إنّيّة و مائيّة؟!- تا آخر روايت.( علّامه طهرانى)