رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٢٤٠ - تازيانه سلوك
جامدة بل سيّالة متحرّكة مظلمة بل كلّها غائبة عن نفسها و عن جيرانها من الأجسام و خطاء الحسّ ليس أمرا غريبا بل له أمثلة و مصاديق معروفة في الخارج بعضها و إن كانت خفيّة العامة و لكنّ بعضها الآخر تدركها العقول العامة الناقصة أيضا.[١]
[در پاسخ مىگويم: امّا اينكه گفتى مصاديق جوهر و عرض را با حس خود درك مىكنيم پس اين در تحقيق اينكه جواهر يا اعراض، حقيقى يا غير حقيقى هستند، ثمربخش نيست و امّا اينكه گفتى عقل حكم مىكند بر جوهر بودن جواهر، اين حرفت درست است ولى اگر خوب بنگرى مىبينى كه آنچه عقل حكم مىكند چيزى جز اين نيست كه اين جوهرها نسبت به عرضهاى خودشان؛ جوهر هستند نه آنكه آنها جواهر حقيقى باشند؛ زيرا پس از شناخت صحيح جاى هيچ شكى نيست كه هيچ موجودى از موجودات داراى قوام و ثبات نيستند مگر بهوسيله خداى حىّ و قيّوم و اوست كه قيّوم آسمانها و زمينهاست و احساس مىكنى اين همه كوههاى باشكوه و سنگين موجودى هستند متّصف به جوهر بودن بلكه حسّ به همراه آنها در محل آنها چيز ديگر احساس نمىكند و كوهها را جامد و ساكن مىبيند ليكن همه اينها از خطاى حس است كه عقل به خطا بودن آنها حكم مىكند.
و اين خطاى حس و خطاسنج بودن عقل براى اهلش روشن است
[١] - و يتّضح ذلك بأدنى تأمّل لأنّ حقيقة الوجود يمتنع عليها العدم و الّا لا تصف الشىء بنقيضه او بما يساوق نقيضه و هو بديهى البطلان ضرورى الفساد و كلّما امتنع عدمه ثبت قدمه بالضّرورة فحقيقة الوجود ثبت قدمها فلا يمكن القول بأنّ للأشياء وجودا حقيقيا- فتأمّل و اغتنم فإنّ ما ذكرناه برهان الصدّيقين في إثبات توحيده تعالى- و هو معنى قول على ٧: يا من دلّ على ذاته بذاته.( ميرزا آقا جواد ملكى تبريزى ;).