ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٨٠٩ - فهرست جلد أول
چهار خصلت دل را ميميراند ٢٥٢
زمين از چهار نفر مؤمن تهى نگردد ٢٥٣
بچهار خصلت از علم طب بىنياز بودن ٢٥٣
مؤمن داراى چهار خصلت نگردد ٢٥٣
خداى عز و جل از مؤمن بچهار چيز پيمان گرفته ٢٥٤
مؤمن از چهار خصلت جدا نگردد ٢٥٤
چهار چيز كيفر زودرس دارد ٢٥٤
يكى از چهار چيز بهر خانه داخل شود ويرانش سازد ٢٥٥
چيزهائى كه هر يك بر چهار پايه استوار است ٢٥٦
نجده حرورى نامهاى به ابن عباس نوشت و از او چهار چيز پرسيد ٢٥٩
موى سپيد پيرى در چهار جا نشانه چهار چيز است ٢٦٠
مردم بر چهار قسماند ٢٦٠
چهار انگشت فاصله ميان حق و باطل است ٢٦١
گنج دو يتيم چهار جمله پند بود ٢٦١
بر چهار كس نبايد سلام كرد ٢٦١
چهار چيز كه صورت آدمى را روشن سازد ٢٦٢
محبوبترين هم سفر نزد خدا چهارند ٢٦٢
بروز قيامت آتش بر چهار كس حرام است ٢٦٢
چهار چيز است كه اندكش نيز افزون است ٢٦٣
از چهار چيز هر چه زودتر بايد بهرهمند شد پيش از چهار چيز ٢٦٣
دانش همه مردم در چهار جمله است ٢٦٤
در چهار مورد امت اسلام را حقى لازم آمده است ٢٦٤
چهار قسم جهاد ٢٦٤
براى بنده چهار چشم است ٢٦٥
چهار خصلت است كه از هر چيز بهتر است ٢٦٥
زنان چهار قسمند ٢٦٦
چهار چيز از روش پيغمبران مرسل است ٢٦٦
چهار كساند كه هيچ نمازى از آنان پذيرفته نيست ٢٦٧
چهار چيز كه رواج يابد چهار چيز آشكار شود ٢٦٧
چهار چيز نشانه بدبختى است ٢٦٧
خداى عز و جل گفتار خود را براى آدم در چهار كلمه خلاصة فرمود ٢٦٨
چهار كس را نبايد دوست گرفت و با آنان برادرى كرد ٢٦٩
در راه دانش چهار كس پاداش دارند ٢٦٩
در معامله چهار چيز نبايد چكش كرد ٢٧٠
تا يك سال، پيدايش چهار عيب در زر خريد اختيار فسخ در معامله مىآورد ٢٧٠
بهترين ثروت چهار چيز است ٢٧١
چهار نماز است كه در هر ساعت مىتوان خواند ٢٧٢
قاضيان چهار قسمند ٢٧٢
مرد بايد هزينه چهار نفر را بحكم اجبار پرداخت نمايد ٢٧٣
پيغمبرانى كه پادشاهان روى زمين بودند چهار نفرند ٢٧٣
در آفتاب چهار خاصيت است ٢٧٤
درمان چهارگانه ٢٧٤
چهار چيز مزاج را معتدل ميسازد ٢٧٥
تره را چهار خاصيت است ٢٧٥
نشانه زيادى خون چهار چيز است ٢٧٥
چهار نهر بهشتى است ٢٧٦
چهار كنية غدقن شده است ٢٧٦
بهترين نامها چهار و بدترين نامها چهار است ٢٧٦
از چهار چيز و چهار ظرف نهى شده است ٢٧٧
دستور زير خاك كردن چهار چيز ٢٧٧
چهار خصلت از اخلاق پيغمبران است ٢٧٧
بر چهار كس تمام خواندن نماز واجب است چه مسافر باشند چه حاضر ٢٧٨