ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٧٥٢ - (امير المؤمنين
سائل برسد خداى عز و جل ميگيرد هم چنان كه فرموده است: آيا نميدانند كه همانا خود خداوند است كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و صدقهها را ميگيرد (التوبه: ١٠٥) شب هنگام صدقه بدهيد كه صدقه در شب آتش خشم پروردگار را خاموش ميسازد. سخن گفتن خود را از جمله اعمال خود محسوب داريد تا سخن كمتر بگوئيد مگر در كار خير از آنچه خداى عز و جل بشما روزى فرموده است بذل و بخشش كنيد كه انفاقكننده بمنزله كسى است كه در راه خدا جهاد نمايد.
پس هر آن كس كه يقين داشته باشد كه هر چه انفاق كند عوض دارد بخشش ميكند و در انفاق نمودن سخاوت ميورزد.
هر كس كه يقين داشته باشد و سپس شك كند بدنبال يقيناش برود كه شك يقين را نمىشكند گواهى دروغ ندهيد و بر سر سفرهاى كه مى بر آن نهاده باشند ننشينيد كه بنده خبر ندارد كى جانش گرفته مىشود چون يكى از شما بر غذا خوردن نشست هم چون غلامان نشيند و حتما نبايد يك پاى خود را روى پاى ديگر بيندازد و چهار زانو بنشيند كه اين چنين نشستن را خداوند دوست ندارد و صاحب آن را دشمن ميدارد شام پيغمبران پس از نماز عشاء است و شام خوردن را ترك نكنيد كه ترك كردن آن باعث ويرانى تن است.
تب پيش آهنگ مرگ است و زندان خدا است در روى زمين از بندگانش هر كس را بخواهد در آن زندانى ميكند و تب گناهان را ميريزد همچنان كه كرك از كوهان شتر فرو ميريزد هر دردى از اندرون است مگر زخم و تب كه اين دو بتن از خارج وارد ميشوند سوزش تب را با بنفشه و آب سرد بشكنيد كه سوزش آن از گرماى دوزخ است.