ترجمه خصال شيخ صدوق - فهري، سيد احمد - الصفحة ٦٩٢ - (هفتاد منقبت امير المؤمنين
و اما بيست و نهم اينكه شنيدم رسول خدا ميفرمود يا على تو صاحب حوضى و جز تو كسى مالك او نخواهد بود و زود است كه قومى نزد تو بيايند و از تو آب بخواهند پس تو بآنان بگوئى نه و نه يك ذرة پس با روى سياه باز گردند و زود است كه شيعه من و تو بر تو وارد بشوند بآنان بگوئى سيراب شويد سيرابشدنى كامل پس آنها با رويهاى سفيد سيراب شوند.
و اما سىام اينكه شنيدم رسول خدا ميفرمود امت من روز قيامت با پنج پرچم محشور ميشوند.
اولين پرچمى كه بر من وارد مىشود فرعون اين امت است كه معاوية ميباشد.
دومى بدست سامرى اين امت است كه عمرو بن عاص باشد.
سومى بدست جاثليق اين امت است كه ابو موسى اشعرى باشد.
چهارمى بدست ابو الاعور سلمى است.
و اما پنجمى با تو است يا على كه مؤمنان همه در زير آن پرچمند و تو پيشوايشان ميباشى سپس خداى تبارك و تعالى بآن چهار نفر ميگويد بعقبهاى خودتان برگرديد و نورى درخواست كنيد پس ديوارى ميان آنان كشيده مىشود كه درى ندارد اندرون آن رحمت است و آنان شيعه من ميباشند و هر كه مرا دوست بدارد و بهمراه من با گروه ستمگر و با همان افرادى كه از صراط سرنگون ميگردند بجنگد و در رحمت و آنان شيعيان منند.
پس اينان فرياد كنند مگر ما با شما نبوديم؟ گويند آرى ولى شما خود را فريب داديد و به انتظار نشستيد و شك و ترديد نموديد و آرزوها شما را فريب داد تا فرمان خدا (مرگ) رسيد و شيطان فريبنده شما را نسبت به خدا فريب داد.